محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3717

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گفت : « بله ، از جمله قاتلان عثمان بوده اى و امير مؤمنان را خلع كرده اى بكشيدش . » گويد : پس او را پيش آوردند و بكشتند . قاتل وى ابو الجهيم بن كنانهء كلبى بود ، از بنى عامر بن عوف پسر عم منصور بن جمهور . گويد : پس از كميل يكى ديگر را پيش حجاج آوردند كه به دو گفت : « مردى را مىبينم كه گمان ندارم به كفر خويش شهادت دهد . » گفت : « مرا در مورد خودم مىفريبى ، من كافرترين مردم روى زمينم ، و كافرتر از فرعون مقتدر . » گويد : حجاج بخنديد و او را رها كرد . گويد : حجاج يك ماه در كوفه بماند و مردم كوفه را از خانه هاى كوفه بر كنار داشت . گويد . و هم در اين سال ، از آن پس كه ابن اشعث در دير الجماجم هزيمت شد ، در مسكن ميان وى و حجاج نبرد رخ داد . سخن از سبب نبرد مسكن و كيفيت آن ابو يزيد سكسكى گويد : از پس نبرد جماجم محمد بن سعد بن ابى وقاص برفت و در مداين جا گرفت و بسيار كس بر او فراهم آمد . عبيد الله بن عبد الرحمن قرشى سوى بصره رفت كه ايوب بن حكم عموزادهء حجاج عامل آنجا بود و شهر را بگرفت . آنگاه عبد الرحمن بن اشعث سوى بصره رفت و عبيد الله پيش وى آمد و گفت : « قصد جدايى از تو نداشتم و بصره را براى تو گرفتم . » گويد : حجاج برون شد و از مداين آغاز كرد و پنج روز آنجا بماند و كسان را بنزد گذرگاهها مهيا كرد و چون محمد بن سعد از عبور آنها خبر يافت با ياران خود